تفکر
16 آبان 1396 توسط سيده زهرا رستميان
? #پندانه ? پادشاهی در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پيری را ديد که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد از او پرسيد :آيا سردت نيست؟ ?نگهبان پير گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. ?پادشاه گفت : من الان… بیشتر »